زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد
سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
---
بـازگــردی آن زمـان ، کـز ایـنـهـمـه آشفتـگـی
جــای من ، تنــها پریشان دفتری ماند بجـــا
---
من نوشتم از راست... تو نوشتی از چپ... وسط سطر رسیدیم به هم...
---
اقرا باسم نبودنت... که سیاهی اش را هیچ اناری سرخ نمی کند.
---
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت. دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!
---
کویر، سرگذشت دریایی است که به آفتاب دلبسته بود...
---
با احتیاط بخوانید! سطح شعر لغزنده است بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت ...
---
بی‌تو چه ابر می‌گذرد روزهای من
بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟
---
ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق
ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق
تنها تنها مسافریم از دنیا
یعنی همه در گروه مرگیم رفیق
میلاد عرفانپور
---
زیبا! خدا سهم مرا هم نگهدار تو باشد...

طفلک مغز...

شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۴۳ ب.ظ

۱- سه روزه این بیت توو مغزم اکو میشه... از دوستان برند شکایت به دوستان... چون دوست دشمن است شکایت کجا برم. در حدی که دلم میخواد دستم میرسید مغزم رو از توو سرم میکشیدم بیرون شاید این صدا ساکت شه. هیچ دلیلی هم نداره. انقدر مشغله ی روز مرگی هست که فرصت به دوست و دشمن نرسه. 

۲- کاش هفته بعد ۳ شنبه به طرفه العینی بیاد و بگذره تا میدون جنگ تموم شه. صدای انفجارهای مهیب واقعا جنون آورن. کی فرصت کردیم انقدر بی فرهنگ بشیم؟ پس چرا فرصت انجام هیچ کار دیگه ای رو نداشتیم؟ 

۳- نوشتم گذاشتم جلو چشمم. حتمن جاهای دیگه خوندینش. اینجا هم با هم بخونیم. درد رو از هر طرف بنویسی درد خونده میشه: 

حرف حساب


✅ مغازه دار‌ محل، هر روز، صبح زود ماشین سمندش را در پیاده رو  پارک میکند، مردم مجبورند از گوشه خیابان رد شوند.


✅ سوپرمارکتی، نصف بیشتر اجناس مغازه اش را بیرون چیده، راه برای رفت و آمد سخت است.


✅ کارمند اداره، وسط ساعت کاری یا صبحانه میل میکند، یا به ناهار و نماز میرود و یا همزمان با مراجعه ارباب رجوع کانالهای تلگرام و اینستاگرامش را چک میکند.


✅ بساز بفروش، تا چشم صاحبان آپارتمان را دور میبیند، لوله ها و کابینت را از جنس چینی نامرغوب میزند در حالی که پولش را پیشتر گرفته است.


✅ کارمند بانک، از وسط جمعیتی که همه در نوبت هستند به فلان آشنای خود اشاره میزند تا فیش را خارج از نوبت بیاورد تا کارش راه بیوفتد!


✅ استاد دانشگاه، هر جلسه بیست دقیقه دیر می رسد و قبل از اتمام ساعت، کلاس را تمام میکند جالبتر اینکه مقالات پژوهشی دانشجویان را بنام خودش چاپ میکند.


✅ دانشجو پول میدهد، تحقیق و پایان نامه را کپی شده میخرد و تحویل دانشگاه میدهد تا صاحب مدرک شود.


✅ پزشک، بیمار را در بیمارستان درمان نمیکند تا در مطب خصوصی به او مراجعه کند و یا به همکار دیگر خود پاس میدهد تا بیمار جیب خالی از درمانگاه خارج شود.



همه اینها شب وقتی به خانه می آیند، هنگامی که تلگرام را باز میکنند از فساد، رانت، بی عدالتی، تبعیض و گرانی سخن میگویند و در اینستاگرام پست های روشنفکری را لایک میکنند.

همه هم در ستایش از نظم و قانونمداری در اروپا و آمریکا یک خاطره دارند اما وقتی نوبت خودشان میرسد، آن میکنند که میخواهند.


جامعه با من و تو، ما میشود، قبل از دیگران به خودمان برسیم...

۴- باید به خدا بگیم روو ورژن بعدی توانایی سخن گفتن خاموش در مغز رو نصب نکنه. جنون شاخ و دم نداره که. انقدر توو مخمون با خودمون حرف میزنیم تیلیت میشه بدبخت. اخرشم هیچی به هیچی. 

۵- نکته دارین اضافه کنین. 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۱۲
معصو مه

نظرات  (۳)

اشاره خوبی داشتین به برخی معضلات ...

چه میشه کرد . از ماست که بر ماست ...
پاسخ:
اون قسمت کپیه. من ننوشتم. نکته ی ظریفی بود: "از ماست که بر ماست". 
یه روزیکی از همکارای بابای خدا بیامرز ما ازش پرسید فکر میکنی این مملکت یه روزی درست میشه؟ بابا گفت نه گفت چرا ؟ گفت چون قدرت اونیکی این مملکت رو خراب کرده خیلی بیشتر از اونیه که میخواد درستش کنه
پاسخ:
روحشون شاد.
اره. حال ادم از ین زندگی مهندسی شده به هم میخوره. 
به قول اون شاعر بنده خدا که اسمش یادم نمیاد:
آنچه عشق دوست با من می‌کند
والله اَر دشمن به دشمن می‌کند!
.
حرفتون حرف حساب بود. حرفی نیست که بزنیم دیگه. مثلاً می‌تونم بگم ما بلاگرا هم وظیفه خودمون رو درست انجام نمی‌دیم. 
پاسخ:
اشاره به جایی بود. خاقانی گفته. 


جانا سخن از زبان ما میگویی...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی