زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

اگر خاموش دنبال میکنید لطفا دنبال نکنید.
---
شرح حال به روز می شود
---
وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد
سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
---
بـازگــردی آن زمـان ، کـز ایـنـهـمـه آشفتـگـی
جــای من ، تنــها پریشان دفتری ماند بجـــا
---
من نوشتم از راست... تو نوشتی از چپ... وسط سطر رسیدیم به هم...
---
اقرا باسم نبودنت... که سیاهی اش را هیچ اناری سرخ نمی کند.
---
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت. دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!
---
کویر، سرگذشت دریایی است که به آفتاب دلبسته بود...
---
با احتیاط بخوانید! سطح شعر لغزنده است بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت ...
---
بی‌تو چه ابر می‌گذرد روزهای من
بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟
---
ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق
ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق
تنها تنها مسافریم از دنیا
یعنی همه در گروه مرگیم رفیق
میلاد عرفانپور
---
زیبا! خدا سهم مرا هم نگهدار تو باشد...

شریک درد خداوند...

شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۴:۱۳ ب.ظ

دیگر دلی به سینه مگر بند می شود؟
وقتی لبت دریچه ی لبخند می شود

خوشبخت تر کجاست به زندانِ روزگار-
_از آن که با تو همدم و همبند می شود؟

آری در این فلاتِ هزاران هزار کوه
تنها یکی ست آن که دماوند می شود

زایَنده رود هَم نَفَسِ گاو خونی است
اما خَلیج قِسمَت اروَند می شود

تقویم هم میان من و تو فراق خواست
مرداد کِی مصاحبِ اسفند می شود؟

وقتی که بارِ عشق به دوشش نهاده اند
آدم شریکِ درد خداوند می شود
حسین بیگی نیا
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۱۲
معصو مه

نظرات  (۱)

قشنگه :) مخصوصاً بیت آخر

درود بر معصومه بیان
پاسخ:
ضربه ی نهایی بود دیگه.
درود بر شما. سپاس از توجه و همراهیتون. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی