زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد
سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
---
بـازگــردی آن زمـان ، کـز ایـنـهـمـه آشفتـگـی
جــای من ، تنــها پریشان دفتری ماند بجـــا
---
من نوشتم از راست... تو نوشتی از چپ... وسط سطر رسیدیم به هم...
---
اقرا باسم نبودنت... که سیاهی اش را هیچ اناری سرخ نمی کند.
---
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت. دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!
---
کویر، سرگذشت دریایی است که به آفتاب دلبسته بود...
---
با احتیاط بخوانید! سطح شعر لغزنده است بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت ...
---
بی‌تو چه ابر می‌گذرد روزهای من
بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟
---
ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق
ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق
تنها تنها مسافریم از دنیا
یعنی همه در گروه مرگیم رفیق
میلاد عرفانپور
---
زیبا! خدا سهم مرا هم نگهدار تو باشد...

شب ِ پاکباخته ای مثل امشب...

چهارشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۲۸ ق.ظ

همین امروز رسیده ام

چمدانم اما

از روز افتتاح هتل انگار

روی همین تخت بوده است

همین طور نیمه باز

مثل دهان ماهی مرده بر کف قایق.


امشب هم از تی - وی

انتظاری نمی توان داشت

چتربازهای ارتشی بدبیار

در کانال 68 مرده به زمین می رسند

و دامن سفید مرلین مونرو در کانال 54

برای صدمین بار بالا می رود

در ملاء عام .


در بالکن روبرو

مردی که نمی بیند مرا

گره کرواتش را شل می کند

و لیوان خیس و خنکی را

می چسباند به پیشانی ی ملتهبش

آنسوی تر زنی که قطعن

زمانی دلبر او بوده است

و امشب همسر اوست

شش دانگ حواسش را

سپرده است به یک دست کارت پستال محلی

و تمبرهای کوچکی    که با زبان گرمش

خیس و چسبناک می شوند

(مثل پیراهن من از سر شب)


چراغ بالکن های دیگر خاموش است


استخر در نور فیروزه ای اش

بی وسوسه می درخشد


رستوران دلگیر و بی مشتری است 


و هوا آنقدر تلخ

که بدون مزه پایین نمی رود از گلو


هتل   خوابی به قمار می ماند

شب های برد دارد

و شب های باخت

و شب ِ پاکباخته ای مثل امشب که فقط بر پیشخوان ِ بار

می توان از پا درآوردَش.

عباس صفاری



موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۲۶
معصو مه

نظرات  (۷)

در شگفتم این همه بلدیو حفظی اما شاعری نمیکنی
پاسخ:
هر چی من بخوام بگم قبلا گفته شده
منم حرف جدیدی ندارم
من اینجوری فکر نمیکنم
دلیل منطقی تر اینه که بگی
شما خودت دلیل ِ شاعر شدن دیگرانی
پاسخ:
ممنون از لطفت
هیچوقت چنین تصوری نمیشه داشت
از نگاه شما یا شاعر?
پاسخ:
کلا
:)

هتل   خوابی به قمار می ماند

شب های برد دارد

و شب های باخت


عاااااالی بود
پاسخ:
مرسی 
هتله انگار تعطیل بوده کلن! :)
پاسخ:
:))))))
تو مسخره نکنی روزت شب نمیشه هاا...
هتلا تعطیل نمیشن.
خب چراغای بالکنش خاموش بوده
استخرشم که خالی بوده
رستورانم همینطور !
قمارهم که تموم شده!

این خب نشون میده که هتل تعطیل شده ولی به این خبر ندادن و رفتن! :))
پاسخ:
تو به تفسیر قرآنت برس. نمیخواد شعر تفسیر کنی. :))
:|
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی