زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد
سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
---
بـازگــردی آن زمـان ، کـز ایـنـهـمـه آشفتـگـی
جــای من ، تنــها پریشان دفتری ماند بجـــا
---
من نوشتم از راست... تو نوشتی از چپ... وسط سطر رسیدیم به هم...
---
اقرا باسم نبودنت... که سیاهی اش را هیچ اناری سرخ نمی کند.
---
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت. دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!
---
کویر، سرگذشت دریایی است که به آفتاب دلبسته بود...
---
با احتیاط بخوانید! سطح شعر لغزنده است بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت ...
---
بی‌تو چه ابر می‌گذرد روزهای من
بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟
---
ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق
ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق
تنها تنها مسافریم از دنیا
یعنی همه در گروه مرگیم رفیق
میلاد عرفانپور
---
زیبا! خدا سهم مرا هم نگهدار تو باشد...

تنگ است دلم...

سه شنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۲۷ ق.ظ

لبریز گلاب می شود چشمانت

کم گریه کن آب می شود چشمانت

برتربت من که بگذری اشک مریز

حیف است خراب می شود چشمانت

 

هرجاکه شدم جزتونمی دیدم هیچ

جزنکهت تو گلی نبوییدم هیچ

یک لحظه ی پیش از چه صحبت کردی؟

من محو تو بودم ونفهمیدم هیچ

 

مجنون همه فریاد کجایی لیلا

آواره دراندیشه که ای چرخ!چرا؟

دلتنگ تر از غریب و عاشق کس نیست

عاشق که غریب می شود واویلا

 

خندید قیامتی به پاشد انگار

روح از قفس بدن رهاشد انگار

لبخند که می زند به خود می گویم

پروانه ای از گلی جدا شد انگار

 

گهگاه تو هم ستاره می باری یا...؟!

آیا همه شب تو نیز بیداری یا...؟!

تاچند نگاه...لکنت...شرم...سکوت

حرفی بزن آی دوستم داری یا...؟!

 

ازپیش مراست سال وماهی بدتر

افتاده ام از چاه به چاهی بدتر

این حال تقاص چه گناهی است مگر؟

عاشق شده ام ازاین گناهی بدتر!؟

 

سبزچمن و آبی باران هستی

سرتاقدمت همه بهاران هستی

خورشید شروع می شوداز چشمت

آری تو تجسم خراسان هستی

 

بی نوش لبت دچار نیشم برگرد

آزرده ی بیگانه و خویشم برگرد

یک لحظه ی پیش گرچه رفتی اما

تنگ است دلم نرفته پیشم برگرد

آرش شفاعی 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۱۵
معصو مه

نظرات  (۳)

سلام
قیامت خنده اش ...
پاسخ:
سلام
قیامت...
من از دلتنگی بمیرم هم نمی‌خوام برگرده :|
پاسخ:
:(
اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد...
آره...
پاسخ:
تو رفته ای و من هنوز سوال میکنم چرا-
به لحظه های مرده ام عجیب زنده می شوی؟ 
(دلسروده ی قدیمی از خودم)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی