زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

اگر خاموش دنبال میکنید لطفا دنبال نکنید.
---
وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد
سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
---
بـازگــردی آن زمـان ، کـز ایـنـهـمـه آشفتـگـی
جــای من ، تنــها پریشان دفتری ماند بجـــا
---
من نوشتم از راست... تو نوشتی از چپ... وسط سطر رسیدیم به هم...
---
اقرا باسم نبودنت... که سیاهی اش را هیچ اناری سرخ نمی کند.
---
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت. دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!
---
کویر، سرگذشت دریایی است که به آفتاب دلبسته بود...
---
با احتیاط بخوانید! سطح شعر لغزنده است بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت ...
---
بی‌تو چه ابر می‌گذرد روزهای من
بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟
---
ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق
ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق
تنها تنها مسافریم از دنیا
یعنی همه در گروه مرگیم رفیق
میلاد عرفانپور
---
زیبا! خدا سهم مرا هم نگهدار تو باشد...

بدون شرح...

دوشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۶ ق.ظ

کنار آمدن با تنهایی بهتر از قبول عذر و بهانه های همیشگیه. وقتی در سیر جریانات روزانه اولویت بندی هست نمیشه درک کرد اصلا روابط چه معنایی داره؟!!! بهتره همدیگه رو با اولویت هامون تنها بذاریم. 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۰۴
معصو مه

نظرات  (۶)

نباید! باید یدونه سیلی بزنیم بهش بلکه بیدار بشه.
پاسخ:
دلم نیومد... هیچوقت...
همیشه که نباید ایستاد تا حرکتی از دیگران باشه
اینکه تنهایی را بپذیریم خودش یه نمونه از توجیح کردن خودمونه برای تنها شدن

پاسخ:
توجیه کردن خودمون بهتر از دلیل آوردن برای دیگریه... 
تنهایی تقدیر نیست... انتخابه...
ادم با انتخاب هاش تقدیرش را میسازه
..
اینکه بجنگی و به پیروزی نرسی حداقل سودی که داره اینه میدونی خواستی و نشد
نه اینکه همش بشینی و بارها فکر کنی از اینکار را میکردم شاید میشد
پاسخ:
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش 
باید برون کشید از این ورطه رخت خویش
بخت خویش را
رخت خویش را
" یه دونه "را" کم گذاشتین"
...

دنیا محل آزمون و خطاست
یه زمانی باشگاه میرفتم
استادم میگفت اون لحظه که توان داری و بصورت صحیح لگد به کیسه بوکس میزنی هنر نیست و باعث پیروزی ات در رینگ مبارزه نمیشه
از هرجایی که خسته شدی و حس کردی دیگه نمیتونی پاتو بیاری بالا و صحیح و در جای درست لگد بزنی
از اونجا به بعد هر چی بیشتر توانت را در پاهات جمع کنی و لگد بزنی باعث میشه قدرتمند تر بشی و ضامن پیروزی توئه

...

پاسخ:
دیوان حافظ ِ جان "را" ندارد. حالا شما اضافه بفرمایید بحثش جداست. منبع:
https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh291/


محضر استاد میفرمودید: به عمل کار برآید به سخندانی نیست...
اینا اصلی نیستن
اون دیوان اصلی "را" داره :))))

...

اتفاقا استاد یه ادم لاغر اندامی بود که میگفتی اگر پشت گردنش را بگیری نفسش میره
اما در عین حال هفت دوره قهرمان کشور بود
و صاحب سبک در موای تای
پاسخ:
چرا نمیگین ویرایش کنن؟




استادت یه روز درد انسانیت رو نمیتونه دووم بیاره... هفت نباشه و هفتاد باشه...
اگر به گفتن من درست میشد که اوضاع مملکت این نبود :)
...

گیر دادی به استادمون ^ـــ^
پاسخ:
وقتی نداره چی رو بگی؟


شما مطرح کردی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی