زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

اگر خاموش دنبال میکنید لطفا دنبال نکنید.
---
وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد
سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
---
بـازگــردی آن زمـان ، کـز ایـنـهـمـه آشفتـگـی
جــای من ، تنــها پریشان دفتری ماند بجـــا
---
من نوشتم از راست... تو نوشتی از چپ... وسط سطر رسیدیم به هم...
---
اقرا باسم نبودنت... که سیاهی اش را هیچ اناری سرخ نمی کند.
---
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت. دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!
---
کویر، سرگذشت دریایی است که به آفتاب دلبسته بود...
---
با احتیاط بخوانید! سطح شعر لغزنده است بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت ...
---
بی‌تو چه ابر می‌گذرد روزهای من
بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟
---
ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق
ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق
تنها تنها مسافریم از دنیا
یعنی همه در گروه مرگیم رفیق
میلاد عرفانپور
---
زیبا! خدا سهم مرا هم نگهدار تو باشد...

ایستاده بر سینه ی لغزان مرگ...

جمعه, ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۴ ق.ظ


که تو را اگر چه به بازآمدن 

نشانی نیست

من نیز شباهتی به فراموشی ندارم . 

 





جاهای بسیاریست که مرا 

متمایل به مرگ می دارد،

این سالها شبیه

یک کیسه ی پر از استخوان شده ام 

نشسته بر صندلی میز صبحانه

نشسته توی ایستگاه

توی کافه 

پشت میز کار . 

 

تو را اگر چه به بازآمدن نشانی نیست

من نیز شباهتی به فراموشی ندارم . 

 

فراموشی

آه فراموشی

چه کسی می داند

که دو چشم خیس و درشت است

با گونه هایی سنگواره

با گیسوانی خفته چون خواب نیمروزی گربه ای سیاه .

 

هر تکه از من استخوانی خواهد شد در دهان سگی گرسنه

که به جانب کوچه ای تاریک محو میشود .

 

چون مادیانی که در سنگلاخ کوه های کُردستان بار مهمات دارد و پایش می لغزد

من هم هزار تکه ی بی ورثه ام

با دهانی انباشته از نام کوچک تو

ایستاده بر سینه ی لغزان مرگ


که تو را اگر چه به بازآمدن 

نشانی نیست

من نیز شباهتی به فراموشی ندارم . 

 

عباس فرجی
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۲۲
معصو مه

نظرات  (۵)

۲۲ تیر ۹۷ ، ۰۱:۲۵ بابا پنجعلی
 بهتره ادم فقط سکوت کنه
و چند بار همون خط سبز را بخونه
پاسخ:
مرسی که میخونی
🌷
پاسخ:
🌹
... من نیز شباهتی به فراموشی ندارم
مگر اینکه آدم خودش رو فراموش کنه!
پاسخ:
فراموشی ممکن نیست. 
... و دیگر هیچ
پاسخ:
متاسفانه... :(
۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۳:۱۶ حامد سپهر

ﺗﻮ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺘﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺮ ﺩﻧﯿﺎ

ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺴﯽﺳﺖ ﮐﻪ

ﺁﻥ ﺳﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺘﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ

ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﻮﯾﯽ!
ﻧﯿﻤﮑﺖﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺪ ﭼﯿﺪﻩﺍﻧﺪ ...!

"زویا پیرزاد"

پاسخ:
قشنگ بود. ممنون.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی