زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد
سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
---
بـازگــردی آن زمـان ، کـز ایـنـهـمـه آشفتـگـی
جــای من ، تنــها پریشان دفتری ماند بجـــا
---
من نوشتم از راست... تو نوشتی از چپ... وسط سطر رسیدیم به هم...
---
اقرا باسم نبودنت... که سیاهی اش را هیچ اناری سرخ نمی کند.
---
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت. دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!
---
کویر، سرگذشت دریایی است که به آفتاب دلبسته بود...
---
با احتیاط بخوانید! سطح شعر لغزنده است بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت ...
---
بی‌تو چه ابر می‌گذرد روزهای من
بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟
---
ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق
ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق
تنها تنها مسافریم از دنیا
یعنی همه در گروه مرگیم رفیق
میلاد عرفانپور
---
زیبا! خدا سهم مرا هم نگهدار تو باشد...

خزان...

پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۴۹ ق.ظ

غروبهای پاییز

قدم که می زنی

خشْ خشِ برگ ها

آبستنِ شعر می شوند و

مرغِ سحر

آوازِ باغبانی که

به سیب ، نارسیده

به خزانْ رسیده است


به من بگو

کدامْ رگ

یا

کجای سینه ام را بشکافم

تا ترانه های اطلسی

در جزایرِ قناری

به کُنسرتِ گنجشک ها بروند و

گندمبوسه هایت را

برای فانوس های دریایی

هِجی کنند !؟


غروبهای پاییز

قدم که می زنی

خشْ خشِ برگها

ضجّه های شاعری است

که نجیب ترین غزلش را

به اردوگاه چنگیز بُرده اند


محمد حسین افشار



  • معصو مه

نظرات  (۲)

  • حامد سپهر
  • به من بگو

    کدامْ رگ

    یا

    کجای سینه ام را بشکافم


    هعیییی...
    پاسخ:
    :(
  • ساجده رستمی
  • چه قشنگه این شعر
    پاسخ:
    مرسی از حضورت
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی