زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد
سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
---
بـازگــردی آن زمـان ، کـز ایـنـهـمـه آشفتـگـی
جــای من ، تنــها پریشان دفتری ماند بجـــا
---
من نوشتم از راست... تو نوشتی از چپ... وسط سطر رسیدیم به هم...
---
اقرا باسم نبودنت... که سیاهی اش را هیچ اناری سرخ نمی کند.
---
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت. دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!
---
کویر، سرگذشت دریایی است که به آفتاب دلبسته بود...
---
با احتیاط بخوانید! سطح شعر لغزنده است بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت ...
---
بی‌تو چه ابر می‌گذرد روزهای من
بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟
---
ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق
ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق
تنها تنها مسافریم از دنیا
یعنی همه در گروه مرگیم رفیق
میلاد عرفانپور
---
زیبا! خدا سهم مرا هم نگهدار تو باشد...

از تو...

شنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۲:۴۶ ق.ظ

لرز لرزان می شوند از دیدنت دیوارها

بعد از آن تلّی به جا می ماند از آوارها


حرف رسمِ قرصِ ماهِ صورتت تا می شود

اشتباهی می روند از هولشان پرگارها!


از تو می گفتند حتّی طبقِ تحقیقات من

مردمان ابتدایی هم درون غارها!


از همان دوران به امید غذایی ناب تر

لقمه ای پایین نرفت از حلق آدم خوارها!


گوشه ای کز کرده اند و لب به دندان می گزند

چشم تو افزوده بر جمعیّت بی کارها


علت نا امنی خاورمیانه چشم توست

این نگاه سرکش ات، این جفتِ آتشبارها


نقض قانون اساسی می کنی با هر قدم

زیر پایت له شده مجموعۀ هنجارها


من حسودی می کنم لطفا به خواب کس نرو

چشمتان درویش باشد خواهشاً بیدارها


تا نبینم در کنارت می نشیند هرکسی

نیمکت دیگر نسازید اصلاً ای نجّارها...


سونیا نوری

  • معصو مه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی