زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد
سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
---
بـازگــردی آن زمـان ، کـز ایـنـهـمـه آشفتـگـی
جــای من ، تنــها پریشان دفتری ماند بجـــا
---
من نوشتم از راست... تو نوشتی از چپ... وسط سطر رسیدیم به هم...
---
اقرا باسم نبودنت... که سیاهی اش را هیچ اناری سرخ نمی کند.
---
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت. دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!
---
کویر، سرگذشت دریایی است که به آفتاب دلبسته بود...
---
با احتیاط بخوانید! سطح شعر لغزنده است بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت ...
---
بی‌تو چه ابر می‌گذرد روزهای من
بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟
---
ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق
ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق
تنها تنها مسافریم از دنیا
یعنی همه در گروه مرگیم رفیق
میلاد عرفانپور
---
زیبا! خدا سهم مرا هم نگهدار تو باشد...

نسل ما...

يكشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۱۰ ق.ظ

بعد از آن شکوهِ سالیانِ دور،

"شهریار" و "سایه"

قفل بر درِ غزل زدند!


دستِ "منزوی"

از ورای دود و مِه رسید،

با همان کلید...

_با گُلِ سری ظریف از میانِ دود_

قفلِ کهنه را گشود

باز قفلِ تازه زد!


سال‌ها گذشت...

نسلِ ما دوباره درگشود

نسلِ ما که معنیِ کلید را نمی‌شناخت،

با تبر گشود!



آه دوستان!

گرچه "در" شکسته است،

قفل همچنان، هنوز بسته است!


حسین جنتی


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۲۷
معصو مه

مسخ غزل

نظرات  (۱)

۲۷ آبان ۹۷ ، ۲۲:۰۱ جناب منزوی
نسل ما، درِ دردها را گشود.
پاسخ:
دردهای ما هنوز ناتمام...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی