زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد
سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
---
بـازگــردی آن زمـان ، کـز ایـنـهـمـه آشفتـگـی
جــای من ، تنــها پریشان دفتری ماند بجـــا
---
من نوشتم از راست... تو نوشتی از چپ... وسط سطر رسیدیم به هم...
---
اقرا باسم نبودنت... که سیاهی اش را هیچ اناری سرخ نمی کند.
---
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت. دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!
---
کویر، سرگذشت دریایی است که به آفتاب دلبسته بود...
---
با احتیاط بخوانید! سطح شعر لغزنده است بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت ...
---
بی‌تو چه ابر می‌گذرد روزهای من
بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟
---
ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق
ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق
تنها تنها مسافریم از دنیا
یعنی همه در گروه مرگیم رفیق
میلاد عرفانپور
---
زیبا! خدا سهم مرا هم نگهدار تو باشد...

وسط فال های بی حافظ...

يكشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ۰۶:۴۵ ب.ظ




آخرین ایستگاهِ سر در گُم

ما دو تا خسته از شبِ دنیا

این تویی، توی فکرِ دیروزت

این منم، غرقِ ترسِ فرداها


با خودم حرف می زنم: ای کاش...

کاش... امّا تو بر نمیگردی

توی راهی که رو به رؤیا بود

هر قدم اشتباه می‌کردی


هیچ وقت عشق را نفهمیدی

عشقِ پاکِ مرا نمی‌بینی

سهمِ لبخندهای پاکم بود

یک بغل خنده های تزئینی


حالِ من را نداشتی امّا

توی حال و هوای من بودی

من به جای تو فکر می‌کردم

تو ولی فکرِ جا زدن بودی


آخرِ خط رسیده ایم و هنوز

با خودش این ترانه درگیر است

باید از تو جدا شوم امّا

دوری از تو چقدر دلگیر است!


لحظه ی رفتن است و من باز از

لحنِ سوتِ قطار می‌ترسم

تا ابد منتظر بمانم یا...

نه! من از انتظار می‌ترسم


می‌چکد از ستاره ای زیبا

روی گُل های گونه بارانت

شاید این آخرین شکفتن بود

وسطِ دشتِ سبزِ چشمانت


«زهرِ هِجری» کجاست تا بِچِشَم

وسطِ فال های بی حافظ!؟

به سلامت عزیزِ رؤیاها

دخترِ شعرِ من، خداحافظ!



امیر بحرینی

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۵
معصو مه

نظرات  (۷)

لحظه ی رفتن ...
پاسخ:
من از انتظار می ترسم...
هر دو سخته ...

دنیا محل خوف و رجاس
انتظار و امید برای رسیدن و ترس از دوری و جدایی
پاسخ:

تشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستند

کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است

کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من

« آرزوی وصل » از « بیم جدایی » بهتر است

دختر شعر من سلام :))
پاسخ:
سلامی چو بوی خوش آشنایی .... بر پدر پژوهش نگار!
چه جواب قشنگی !
شما اینهمه شعر رو چطوری حفظی!؟
پاسخ:
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت... بدین واسطه...
من شعرم میذارم بعضیا قدم رنجه نمی نمایند :)
پاسخ:
وسط اون همه اظهار فضل حیفه شعر حروم شه خب.
خدمت میرسیم. 
قبلنم گفتم اساس جامعه اینه که برود به سمت دگرپذیری :)
بیشک نظرات شما هم واسه بقیه مفیده
پاسخ:
متاسفانه گاهی انقدر اغراق هست ادم از خوندن پشیمونه.
ممنون از دعوت. انجام وظیفه شد. 
دعوت برای این بود که کنارمون باشه نظراتت
خصوصی یا عمومی
لطف فرمودید :)
پاسخ:
سپاس

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی