زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد
سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
---
بـازگــردی آن زمـان ، کـز ایـنـهـمـه آشفتـگـی
جــای من ، تنــها پریشان دفتری ماند بجـــا
---
من نوشتم از راست... تو نوشتی از چپ... وسط سطر رسیدیم به هم...
---
اقرا باسم نبودنت... که سیاهی اش را هیچ اناری سرخ نمی کند.
---
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت. دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!
---
کویر، سرگذشت دریایی است که به آفتاب دلبسته بود...
---
با احتیاط بخوانید! سطح شعر لغزنده است بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت ...
---
بی‌تو چه ابر می‌گذرد روزهای من
بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟
---
ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق
ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق
تنها تنها مسافریم از دنیا
یعنی همه در گروه مرگیم رفیق
میلاد عرفانپور
---
زیبا! خدا سهم مرا هم نگهدار تو باشد...

دردی است غیر مردن...

دوشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۰۷:۰۷ ب.ظ

دردی است غیر مردن کان را دوا نباشد

پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟!



 درمورد سرایش این غزل ِ آخرین در مناقب العارفین چنین آمده است:

 «حضرت مولانا جلال الدین به بستر درافتاده بود. بهاء ولد، فرزند مولانا در خدمت پدر بیمار خویش بود و بیداری بسیار کشیده و بسیار ناتوان گشته بود و همواره بر بالین پدر می گریست و جامه ها پاره می کرد. در شب موعود حضرت مولانا به او فرمود: بهاء الدین من خوشم ... تو برو سری بر بالین بنه و کمی بیاسا! چون سلطان ولد روانه شد او این غزل را فرمود و حسام الدین چلپی می نوشت و اشک می ریخت ...

 



آخرین غزل  مولانا

 

رو سر بنه به بالین ، تنها مرا رها کن !

 ترک من خراب شبگرد مبتلا کن!

 

ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها

 خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن

 

از من گریز تا تو، هم در بلا نیفتی

 بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن

 

ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده

بر آب دیده ما صد جای آسیا کن


خیره کشی است ما را، دارد دلی چو خارا

 بُکشَد ،کَسَش نگوید تدبیر خونبها کن

 

بر شاه خوب رویان واجب وفا نباشد

 ای زرد روی عاشق تو صبر کن، وفا کن

 

دردی است غیر مُردن کان را دوا نباشد

 پس من چگونه گویم ، کاین درد را دوا کن

 

در خواب دوش پیری، در کوی عشق دیدم

با دست اشارتم کرد ،که عزم سوی ما کن

 

گر اژدها است بر ره، عشق است چون زمرد

از برق این زمرد، هین دفع اژدها کن

 

بس کن که بیخودم من، ور تو هنر فزایی

 تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن

 

مولانا

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۶
معصو مه

نظرات  (۹)

من به مردن راضیم پیشم نمی آید اجل
بخت بد بین از اجل هم ناز می باید کشید
شعر استاد شفیعی کدکنی :
صبح آمده ست برخیز
بانگ خروس گوید
وینخواب و خستگی را
در شط شب رها کن
مستان نیم شب را
رندان تشنه لب را
بار دگر به فریاد
در کوچه ها صدا کن
خواب دریچه ها را
با نعره ی سنگ بشکن
بار دگر به شادی
دروازه های شب را
رو بر سپیده
وا کن
بانگ خروس گوید
فریاد شوق بفکن
زندان واژه ها را دیوار و باره بشکن
و آواز
عاشقان را
مهمان کوچه ها کن
زین بر نسیم بگذار
تا بگذری از این بحر
وز آن دو روزن صبح
در کوچه باغ مستی
باران صبحدم را
بر شاخه ی اقاقی
آیینه ی خدا کن
بنگر جوانه ها را آن ارجمند ها را
کان تار و پود چرکین
باغ عقیم دیروز
اینک جوانه
آورد
بنگر به نسترن ها
بر شانه های دیوار
خواب بنفشگان را
با نغمه ای در آمیز
و اشراق صبحدم را
در شعر جویباران
از بودن و سرودن
تفسیری آشنا کن
بیداری زمان را
با من بخوان به فریاد
ور مرد خواب و خفتی
رو سر بنه به
بالین تنها مرا رها کن
انصافا شعر قشنگیه ...

شعری که با حال خب سروده میشه ، خوب از آب درمیاد
پاسخ:
شدیدا به مردن احتیاج دارم.
خدا رو شکر که دست خودت نیست :)
پاسخ:
کاش دست خودم بود.
الکی نیس که
پاسخ:
آره.
اخه میدونی بدبختی چیه؟ هر که بامش بیش برفش بیشتر.
یه وقتایی آدم تحمل اون بیشتر رو نداره.
درسته سخته
ولی چاره چیه
پاسخ:
چاره مردنه دیگه.

۲۶ آذر ۹۷ ، ۱۹:۴۵ حامد سپهر
دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد...

این چه حرفیه میزنید:(
پاسخ:
حرف دله خب. چیه مگه؟

از قدیم گفتن مرگ که نیس دوا نداشته باشه
حرف مردنم نزن
پاسخ:
یه چیزایی دوا نداره.
چشم. نمیزنم.
۲۶ آذر ۹۷ ، ۲۰:۱۱ حامد سپهر
آدمای ترسو به استقبال مرگ میرن
قوی بودن رو یاد بگیرید:)
پاسخ:
سعی میکنیم. :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی