زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

زمزمه های مشرقی

لحظه هام پاره پاره چاک چاک...گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست: تیک ... تاک

وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد
سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
---
بـازگــردی آن زمـان ، کـز ایـنـهـمـه آشفتـگـی
جــای من ، تنــها پریشان دفتری ماند بجـــا
---
من نوشتم از راست... تو نوشتی از چپ... وسط سطر رسیدیم به هم...
---
اقرا باسم نبودنت... که سیاهی اش را هیچ اناری سرخ نمی کند.
---
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت. دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!
---
کویر، سرگذشت دریایی است که به آفتاب دلبسته بود...
---
با احتیاط بخوانید! سطح شعر لغزنده است بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت ...
---
بی‌تو چه ابر می‌گذرد روزهای من
بی‌من چگونه می‌گذرد روزهای تو؟
---
ما پاییزیم و برگ برگیم رفیق
ما قاصدکی زیر تگرگیم رفیق
تنها تنها مسافریم از دنیا
یعنی همه در گروه مرگیم رفیق
میلاد عرفانپور
---
زیبا! خدا سهم مرا هم نگهدار تو باشد...

ــ « دردی اگر داریّ و همدردی نداری،
با چاه آن را در میان بگذار!
با چاه!
غم روی غم اندوختن دردی ست جانکاه! »
*
گفتند این را پیش از این اما نگفتند،
گر همرهان در چاهت افکندند و رفتند؛
آنگاه دردت را کجا فریاد کن.
آه!

فریدون مشیری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۷ ، ۰۱:۰۰
معصو مه

گفت نت نداشته. دلایلن ساده ان. دل ما بی طاقته. 💔💔💔



۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۷ ، ۱۹:۵۵
معصو مه

یکی از عاشقانه‌های معروف حسین منزوی:


خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من دل مغرورم پرید و پنجه به خالی زد

که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود

گل شکفته! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارت

شروع وسوسه‌ای در من، به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاری

که هر دو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا

بهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من

فریبکــار دغل‌پیشه، بهانه‌اش نشنیـدن بود

چه سرنوشـت غم‌انگیزی، که کرم کوچک ابریشم

تمام عمر قفس می‌بافت، ولی به فکر پریدن بود






++حیف حوصله ندارم دکلمه کنم. هاتف هم وقت نداره برا کارای صدا. اما با ذوق بخونیدش لطفا.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۷ ، ۱۴:۰۷
معصو مه

بدیه دنیای مجازی اینه اگه رفیقت بمیره هم نمیفهمی.

فائزه سه روزه جواب نمیده. 

طولانی بنویسم که چی بشه... فقط امیدوارم اتفاق بدی نیفتاده باشه. حتی اگه برا همیشه قهر کرده باشه هم اشکال نداره. 


۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۷ ، ۰۹:۵۳
معصو مه

شب است

رو‌به‌رویى‌ها
چراغ را خاموش کرده‌اند
پرده را کشیده‌اند!


ایستاده‌ام
با فنجان چاى و بى‌خوابى‌ام!
چراغ من روشن است. . .

سارا محمدی اردهالی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۷ ، ۰۱:۵۴
معصو مه

هر چند که از غصّه خزانْ لبریز است

با این همه باز هم خیال انگیز است


تا خنده شکُفت بر لبت ، فهمیدم  

امسالْ بهار ، اوّلِ پاییز است

ابوطالب اسلامی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۵۳
معصو مه

روز با هر بدی که بود گذشت 

شرحِ اخبارِ امشب آشوب است 

تا کجا می شود تحمل کرد 

این دروغی که حالِ ما خوب است 


تا کجا می شود تحمل کرد 

دیدنِ این همه پریشانی 

روزها تیره تر شده از شب 

شبْ گرفتار مرگ و ویرانی 


 در تبِ بیخیالی و مستی 

تنِ بی جان شهر می سوزد 

از هوایی که خاک دارد و بس

چشمِ گریان شهر می سوزد 


نفسِ شهر پُر شده از خاک

شورِ شبهای شطّ ِکارون مُرد 

مرگِ خاموشِ آرزو و امید 

روحِ این شهر را به غارت بُرد


مردمِ شاد تا همین دیروز

مثل این روز را نمی دیدند

بدتر از روزهای سختی که

هشت سال عاشقانه جنگیدند


شرحِ اخبار امشب و هر شب 

بُغضِ کارون برای اهواز است

حال و روز تمامِ ما امروز

مثلِ حال و هوای اهواز است

مهدی حبیبی 

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۰
معصو مه

اول مهر فردا نیست... اول مهر روزی است که تو بازگردی. 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۴۳
معصو مه

می رسم، اما سلام انگار یادم می رود
شاعری آشفته ام، هنجار یادم می رود

با دلم اینگونه عادت کن، بیا، بر دل مگیر
بعد ازاین هرچیز یا هر کار یادم می رود

من پُر از دردم، پُر از دردم، پُر از دردم، ولی
تا نگاهت می کنم انگار یادم می رود

راستی چندی ست می خواهم بگویم بی شمار
دوستت دارم ولی هر بار یادم می رود

مست و سرشاری ز عطر صبح تا می بینمت
وحشت شب های تلخ و تار یادم می رود

شب تورا در خواب می بینم همین را یادم است
قصه را تا می شوم بیدار یادم می رود

من پُر از شور غزل های توام، اما چرا
تا به دستم می دهی خودکار یادم می رود؟

نجمه زارع

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۳۱
معصو مه

و از آپشن های میانسالی اینه که این قابلیت رو داری که ساعتی یه بار پست منتشر کنی با این مضمون:

که زندگی دو سه نخ کام است

و عمر سرفه کوتاهی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۴۶
معصو مه

...

امشب هزار سطر نگفته هزار بیت

در برگ برگ دفتر من جان گرفته است

از خاکریز کهنه و پنهانی دلم

بغضی برون خزیده و باران گرفته است


باران همیشه مژده ی یک دشت سبز نیست!

گاهی نشان غربت دلهای خسته است

گاهی تمام پنجره را خیس می کند

بغضی که در میان گلویی شکسته است


صیاد دوره گرد چرا داد می زند؟!

دیگر چه سود می برد از این مزایده

وقتی مرا به قیمت جانم خریده اند،

از دادهای دوم و سوم چه فایده؟!


از چاه اگر در آمده ام بَرده ی توام

دیگر نخواه ابری و بارانی ام کنی!

در قصر باشکوه زلیخا به تهمتی

در دخمه های غمزده زندانی ام کنی

...

پروانه بهزادی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۰۹
معصو مه