خاکستری رها در باد

...بیا شویم چو خاکستری رها در باد ... من و تو را برساند مگر نسیم به هم...

خاکستری رها در باد

...بیا شویم چو خاکستری رها در باد ... من و تو را برساند مگر نسیم به هم...

چمدان دست گرفتم که بگویی نروم؛ تو چرا سنگ شدی راه نشانم دادی؟؟؟؟

طرف دلتنگ همیشه ما بودیم...ایلهان برک

گفتم به خویش، دردِ مرا چاره می‌کند
پلکی نگاه بر منِ آواره می‌کند
از قاصدان سراغ گرفتم؛ گریستند!
گفتند: "نامه‌های تو را پاره می‌کند"
حسین دهلوی

زخم را پنهان کن حتی از خودت
جز نمک در مُشتِ دنیا هیچ نیست

باغ‌ عاصی در بهاران‌‌ خندۀ شادی ندید...

شنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۴:۰۰ ق.ظ

آمدم پیش دوچشمانت بمیرم نیستی
ازشفای بوسه‌ات‌حاجت‌ بگیرم نیستی

میروم شاید که بعد از مردنم‌ یادم‌ کنی
بی‌ تو حکم‌ مرگ خود را‌ می پذیرم‌ نیستی

غرق رویاهای شیرین تو خسرو می شوم
مثل فرهادی‌ سحرگاهان فقیرم‌ نیستی

نیستی‌ طوفان ‌بپا کردی به دریای دلم
بادبان‌ بشکسته‌ در طوفان‌ اسیرم‌ نیستی

سینه از تیر نگاهت زخم دارد تا ابد
تا قیامت‌ عاشق‌ این زخم و تیرم‌ نیستی

در تنور غصه میسوزم میان شعله ها
زیر سنگ آسیاب غم خمیرم نیستی

منتظر چشمان بیخوابم‌ براه‌ قاصدی
مثل من مشتاق دیدار سفیرم‌ نیستی

آخرین سرباز برج قلعۀ تنهائیم
زیر پای‌ اسب‌ و شمشیر وزیرم‌ نیستی

باغ‌ عاصی در بهاران‌‌ خندۀ شادی ندید
دیگر از فصل‌ خزان‌ گریه‌ سیرم‌ نیستی

(شاعر ناشناس)

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۹/۰۲/۲۰
معصو مه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی