خاکستری رها در باد

...بیا شویم چو خاکستری رها در باد ... من و تو را برساند مگر نسیم به هم...

خاکستری رها در باد

...بیا شویم چو خاکستری رها در باد ... من و تو را برساند مگر نسیم به هم...

چمدان دست گرفتم که بگویی نروم؛ تو چرا سنگ شدی راه نشانم دادی؟؟؟؟

طرف دلتنگ همیشه ما بودیم...ایلهان برک

گفتم به خویش، دردِ مرا چاره می‌کند
پلکی نگاه بر منِ آواره می‌کند
از قاصدان سراغ گرفتم؛ گریستند!
گفتند: "نامه‌های تو را پاره می‌کند"
حسین دهلوی

زخم را پنهان کن حتی از خودت
جز نمک در مُشتِ دنیا هیچ نیست

پرسه در او...

يكشنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۹، ۰۴:۰۰ ق.ظ

نامش بر زبانم
هر بار که سخن می گویم
شکلش مقابل چشمانم
به هر کجا که می نگرم
هر شب و روز
گویی این روح اوست
که در من گام بر می دارد
گویی این او نیست
که مرا کشته است
من او را کشته ام
و با خود به هرجا می برم

فیلیپ آیرز شاعر انگلیسی
ترجمه : چیستا یثربی

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۹/۰۳/۱۱
معصو مه

نظرات  (۳)

عنوان اسم شعره یا خودت نوشتی؟

پاسخ:
خودم نوشتم. متن ناقصیه که نمیتونم تمومش کنم. 

عنوانت قشنگ تره از شعر...:)

پاسخ:
ممنونم از توجهت. تموم بشه پست میشه مگه اینکه تموم نشه...

خیلی منتظرمون نذار ...:)

پاسخ:
:)چشم. سعیم رو میکنم. :x

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی