خاکستری رها در باد

...بیا شویم چو خاکستری رها در باد ... من و تو را برساند مگر نسیم به هم...

خاکستری رها در باد

...بیا شویم چو خاکستری رها در باد ... من و تو را برساند مگر نسیم به هم...

چمدان دست گرفتم که بگویی نروم؛ تو چرا سنگ شدی راه نشانم دادی؟؟؟؟

طرف دلتنگ همیشه ما بودیم...ایلهان برک

گفتم به خویش، دردِ مرا چاره می‌کند
پلکی نگاه بر منِ آواره می‌کند
از قاصدان سراغ گرفتم؛ گریستند!
گفتند: "نامه‌های تو را پاره می‌کند"
حسین دهلوی

زخم را پنهان کن حتی از خودت
جز نمک در مُشتِ دنیا هیچ نیست

هوای بسته ی آماده ی تزریق میخواهم...

شنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۹، ۰۳:۵۰ ب.ظ
مگر آدم کشی پاداش یا تشویــــــــــــق می خواهد؟
دو چشمت قاتل است و این مگر تحقیق می خواهد؟
چنان غرقِ مرکب کرده ای چشـــــــــــم سیاهت را
دل هر خوشنویسی مشقِ نستعلیـــــــــق می خواهد
تو محکومی ولی افسوس مــــــا زندانی ات هستیم 
تو آدم کشته ای حُکمت مگر تصدیــــــق میخواهد؟
دلم می سوزد از رسمـت ، که هرکـس را نبوسیدی
پس از تو بوسه را دیـگر ، فقط از تیـغ می خواهد
کم آوردم هوایـــت را ، دلم زخمیست ، مدتـــهاست
هوای بستــــــــه ی آماده ی تزریق میخــــــــواهد

حسین لعل بذری

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۹/۰۵/۰۴
معصو مه

نظرات  (۳)

تماشایت می‌کردم
با چشمانی که
لهجه ی بوسه داشتند..!
یغما گلرویی

 چرا کشتیش؟

آقای قاضی :چشمهاش...!

پاسخ:
قاتل دوروبرمون کم نیست.

یاد صخره و چالش چشمهاش بخیر...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی