مرگ در دلتنگی غمگین دریای تو چند ؟
یک دقیقه زل زدن در چشم زیبای تو چند ؟
افتخار ناز پیچ و تاب موهای تو چند ؟
حال چون آرامشت سهم کسی غیر من است
غرق گشتن در هجوم موج غمهای تو چند ؟
در شمال شهر عشقت زندگی رویایی است
گوشه ی پرت جنوب شهر دنیای تو چند ؟
بهره برداری ز مهرت حق از ما بهتران
بسته ای از غصه ها و درد و دعوای تو چند ؟
ذوق شعر آنچنانی نیست در فهرست من
حق ماندن با تب داغ غزلهای تو چند ؟
مهر در کانون گرم خانواده سهم تو
شب نشینی در تگرگ سخت سرمای تو چند ؟
خنده در مهتاب و نور ماه ارزانی تو
اشک در تاریکی سنگین شبهای تو چند ؟
زیرکی در عاشقی را من نخواهم خواستن
کند ذهنی در جواب یک معمای تو چند ؟
نازنین ، خوش قد و بالا ، مهربانی مال تو
یک نگاه مهربان بر قد و بالای تو چند ؟
قدرت من در خرید "دوستت دارم " کم است
جمله های تلخ و غمگین سخنهای تو چند ؟
جشن در ویلای ساحل آنقدر جذاب نیست
مرگ در دلتنگی غمگین دریای تو چند ؟
جواد مـزنـگــی
از نوادر تاریخه در ابهام بودن تاریخ تولد آدم برای خود آدم. به روایت شاهدان زنده شش تیر باشه و مسئول ثبت شش مرداد نوشته باشه و یکی هم این وسط بگه نه اون نه این فقط هفده تیر. مثل جوک می مونه ولی خب واقعیت داره. بالاخره شش تیر برگزار میشه که امسال به لطف کرونا همونم پیچوندیم ولی اینکه شش تیر فقط به تعداد انگشتان دست تبریک داشته باشم و لاغیر بعد شش مرداد هی از سامانه های مختلف پیامکی پیام تبریک بیاد یعنی چقدر ماشینی شدیم و خبر نداریم.
+ یه وقتایی یه چیزایی مینویسی که چیزایی که باید بنویسی رو ننویسی. اینارو بیخیال. شعر ها رو دریابید. با عشق.
همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوست
چون باده ی لب تو می نابم آرزوست
ای پرده پرده ی چشم توام باغ های سبز
در زیر سایه ی مژه ات خوابم آرزوست
دور از نگاه گرم تو، بی تاب گشته ام
بر من نگاه کن، که شب و تابم آرزوست
تا گردن سپید تو گرداب رازهاست
سر گشتگی به سینه ی گردابم آرزوست
تا وارهم ز وحشت شب های انتظار
چون خنده ی تو، مهر جهانتابم آرزوست
فریدون مشیری