اگر دل بکَنی...
سه شنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۹، ۰۵:۴۹ ق.ظ
هی! با تو ام ای یوسفِ افتاده در این چاه
این دَلو -اگر دل بکَنی- این تو و این راه
در هر قدمِ جاده، بسی قصّه نهان است
هُشدار! اسیرت نکند سُکر قدمگاه
آهوبرهی شبچرهی وحشی کوهی
دیگر نشوی پاخورهی اهلیِ روباه
پاگیرِ زمین هم که شدی، برکهصفت باش:
هم خانهی نیلوفر و هم آینهی ماه...
گاهی رخ مهتاب خسوف است، غمی نیست
تلخت نکند غُصهی تاریکی بیگاه
تصویر من! ای نیمهی آیینهنشینم!
افتاده میان من و تو پردهای از آه
آیینه بپیرای... ز غم پردهدری کن...
ای یوسفِ زندانسپریکرده در این چاه...
یونس خرسند
۹۹/۰۵/۰۷
انرژی این غزل منتقل شد ...خیلی خوب بود ابیاتش اما این بیشتر به دلم نشست...
پاگیرِ زمین هم که شدی، برکهصفت باش/ هم خانهی نیلوفر و هم آینهی ماه....