با یاد شانه های تو سر آفریده است...
سه شنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۹، ۰۶:۲۹ ب.ظ
پای مرا برای دویدن به سوی تو
پای تو را برای سفر آفریده است
۷ بهمن، ۷ فروردین، ۷ خرداد، ۷ مرداد...
می خواست کوره در دل انسان بنا کند
مقدور چون نبود جگر آفریده است
همونقدر سر بسته، همونقدر ملتهب...
۹۹/۰۵/۰۷
با یاد شانه های تو سر آفریده شد/ایزد چقدر شانه به سر آفریده است؟معجون سرنوشت مرا با سرشت تو /بی شک به شکل شیر و شکر آفریده است/پای مرا برای دویدن به سوی تو /پای تو را برای سفر آفریده است/لبخند را به روی لبانت چه پایدار/ اخم تو را چه زود گذر آفریده است/هر چیز را که یک سر سوزن شبیه توست/خوب آفریده است اگرآفریده است/ چون قید ریشه ...مانع پرواز می شود/پروانه را بدون پدر آفریده است/ می خواست کوره در دل انسان بنا کند/مقدور چون نبود ..جگر آفریده است/غیر از تحمل سر پر شور دوست نیست/باری که روی شانه ی هر ..آفریده است.....