دل ندادم که ببینم واسه رفتن حاضری...
چهارشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۹، ۱۱:۵۶ ق.ظ
کاش هنوز همون موقعی بود که هر چرایی داشتیم دایره المعارف یا باز هم به من بگو چرا رو باز می کردیم و جواب چرامون رو پیدا می کردیم و باهاش اوج میگرفتیم.
کاش هنوز هم همون موقعی بود که قصه های خوب برای بچه های خوب می خوندیم و حالمون خوب می شد و درد زخمامون یادمون می رفت.
+
Gone are the days when the sun used to set
On my empty heart all alone in my bed
Tossing and turning, emotions were strong
I knew I had to hold on
۹۹/۰۵/۱۵
متاسفانه ما انگلیسی مون در حدِ
hello
how are you
است
دیگه بیشتر بشه باید ریست مون کنن
...
متن فارسی هم که چند بار خوندمش اما مبهم بود برام
بنظرم سوادم به مرور زمان داره ته میکشه