خاکستری رها در باد

...بیا شویم چو خاکستری رها در باد ... من و تو را برساند مگر نسیم به هم...

خاکستری رها در باد

...بیا شویم چو خاکستری رها در باد ... من و تو را برساند مگر نسیم به هم...

چمدان دست گرفتم که بگویی نروم؛ تو چرا سنگ شدی راه نشانم دادی؟؟؟؟

طرف دلتنگ همیشه ما بودیم...ایلهان برک

گفتم به خویش، دردِ مرا چاره می‌کند
پلکی نگاه بر منِ آواره می‌کند
از قاصدان سراغ گرفتم؛ گریستند!
گفتند: "نامه‌های تو را پاره می‌کند"
حسین دهلوی

زخم را پنهان کن حتی از خودت
جز نمک در مُشتِ دنیا هیچ نیست

مجموعه ای از بهترین ها...

چهارشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۹، ۰۶:۵۸ ب.ظ

مجموعه ای از بهترین ها...

وحشتناک دوستت دارم
اگر هر بار که به تو فکر می‌کنم
گلی شکفته می‌شد
تمام بیابان‌ها آکنده می‌شدند از گل
می‌توانم نفس کشیدن را از یاد ببرم
اما اندیشیدن به تو را هرگز
عشق‌های بزرگ را نه می‌توان دید
و نه می‌توان لمس کرد
که تنها با قلب حس می‌شوند
عشق چیزی برای بخشیدن ندارد الا خودش
عشق چیزی نمی‌پذیرد الا از خودش
عشق نه فرمانده است و نه فرمان‌بر 
عشق برای عشق کافی‌ست
هر آن‌جا که عشق رفت برو
 
جبران خلیل جبران  
ترجمه : اعظم کمالی

--------------------------------------------------------------------------

چند نفر بودیم
یکی از ما
در باران
در آینه‌ای گم شد
یک روز چهارشنبه
یکی از ما
اعتماد از دست داده بود
روی پله‌های خانه‌ای ماند
همه عمر
به دنبال کفش‌های گم‌شده‌اش
در باد بود
یکی از ما
تلفظ سعادت را نمی‌دانست
در پاییز خاکستری عمر
در میان برگ‌ها
پنهان شد
آخرین‌مان
عمر نمی‌خواست
ابر را به خانه آورد
در باران آغاز کرد
در باران عاشق شد
و در آفتاب
مرد
 
احمدرضا احمدی

----------------------------------------------------------------------------

گاهی وقت ها یاد یک نفر
در دلت مثل زخمی می شود
که مدام رویش نمک می ریزند
با هر بارانی
با هر بوی عطری
هر خاطره ای
هر حرفی
هر لبخندی
و هر کوچکترین چیزی شبیه او

و می دانی بدترش کجاست ؟
آنجا که آن یک نفر
حتی ذره ای به تو فکر نمی کند
اما تو یادش را با خودت همه جا می بری
اما تو زخم ات خوب شدنی نیست
راستی ما چرا
مثل آدم های رفته ی مان فراموشی نمی گیریم ؟

فرشته رضایی

--------------------------------------------------------------

انسان ها شبیه هم عمر نمی کنند
یکی زندگی می کند یکی تحمل
انسان ها شبیه هم تحمل نمی کنند
یکی تاب می آورد
یکی می شکند
انسانها شبیه هم نمی شکنند
یکی از وسط دو نیم می شود
دیگری تکه تکه
تکه ها شبیه هم نیستند
تکه ای یک قرن عمر می کند
تکه ای
یک روز

واقف صمد اوغلو
مترجم : رسول یونان

-------------------------------------------------------------

قدم در مسیر من بگذار
زخم هایم را ببین
دردهایم را بشنو
دلم را لمس کن
لبخندهایم را بچین
و آنگاه یک ستاره به آسمانم بسپار
ما دیگر تا همیشه با هم
خویشاوندیم

نیلوفر ثانی

-------------------------------------------------------

تو نه دوری تا انتظارت کشم
و نه نزدیکی تا دیدارت کنم
و نه از آنِ منی
تا قلب‌ام آرام گیرد
و نه من
محروم از توام
تا فراموش‌ات کنم
تو در میانه‌ی همه چیزی

زمستان‌ات هرگز
مرا نخواهد کشت
خیال‌ام می‌تواند
هزاران هزار تابستان بیافریند

محمود درویش 
مترجم : صالح بوعذار

 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۹/۰۵/۲۲
معصو مه

نظرات  (۳)

عاقا فرشته رضایی غوغا بپا کرد در دل ما...

پاسخ:
فدای دل شما.

کاش بی هوا یکی بیاید و بگوید " دوستت دارم"

پاسخ:
ای کاش های بی ثمر...

میشه شعراتو کپی کرد؟

اجازه هست؟

پاسخ:
البته. چرا که نه.
اجازه نمیخواد. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی